تبليغاتX
قاف
چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387
کوچکتر

 

 

پنجره، آسمانِ محصور است

پرده، گرفتارِ کنجکاویِ باد

و منظره

اتفاقی ست که هرروز

خواهرم برایِ من تعریف می کند

و برای مادرم ، و برای دوستانش

 

و  وقتی به خانه بر می گردم؛ در راه

هزار چهره نا آشنا، هزار بار

آن را گوشزد میکند

 

و من کوچکترم،

کوچکتر از هزار

 

کلاه خودِ کاغذی ام را

پشتِ قفسه هایِ کتاب پنهان کرده ام

و شمشیر چوبی ام جوانه زده است

هزار چهره نا آشنا را...

                                 می بوسم

 

پناه بر دیوار، و حجم سپید اش

 

 

+ نوشته شده در 21:53 توسط شيرين.